كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

196

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

ابو بكر مسجد خود را ترك نكرد : او فكر مىكرد كه ديگر جائى براى مصالحه وجود ندارد و به اندازه كافى از خودگذشتگى نشان داده است . بنابراين مجددا هدف آزار و دشنام قرار گرفت . مردم به او كثافت پرت مىكردند و رئيس قريش خشمگين به او گفت اين كثافات را از سرت بيرون بريز . در مراسم حج سال 621 ، آن شش مرد عرب طبق قولى كه داده بودند بازگشتند ، و مجددا با محمد ( ص ) در اردوگاه عقبه ديدار كردند . آنها هفت تن ديگر را نيز با خود آورده بودند كه دو تن از آنها از قبيله اوس بودند . آنها مجددا با محمد ( ص ) پيمان بستند كه تنها « اللّه » را پرستش نموده و اصول او را رعايت نمايند . بعدها يكى از آنها نقل كرد كه : ما با پيامبر خدا پيمان بستيم كه هيچ چيزى را با خداوند شريك قرار ندهيم ، دزدى نكنيم ، به زنا خود را آلوده نسازيم ، نوزادان خود را نكشيم ، غيبت نكنيم . چرا ما او را فرمان نبريم درحالىكه او راست مىگويد . اگر ما او را راضى نموديم بهشت از آن ما باد ، و اگر به گناهى آلوده شديم به مجازات خداوند راضى هستيم به هر نحوى كه او صلاح بداند . 21 در اين ملاقات ، كه به عنوان عقبه اول معروف است ، مذاكرات بيش از آنكه سياسى باشد بر مباحث دينى دور مىزد . بت‌پرستى قديمى ، در حلّ مسائل يثرب شكست خورده بود و در نتيجه به دنبال تفكر جديدى بودند . قوانين دينى محمد ( ص ) به مسلمانان كمك مىكرد تا حقوق فردى يكديگر را به صورت يك قانون محترم بشمارند . اين اصول اخلاقى جديد ، عادت‌هاى سنتى قبيله‌اى را كه در آن قبيله مهم‌تر از فرد محسوب مىگرديد جابجا مىكرد . همين توجه به فرد ، ساخت يك بافت اجتماعى جديد را ممكن مىساخت ، زيرا ديگر ايجاد منافع براى يك نفر به معناى ضربه‌زدن به منافع ديگرى نبود ، مسأله‌اى كه به‌طور معمول عادت زندگى صحرانشينى شده بود ، زيرا منابع اوليه به قدرى كم بود كه راهى به جز اعمال اين روش ديده نمىشد . زمانى كه زائران حج به يثرب بازگشتند ، محمد ( ص ) مصعب ابن عمير را راهى آنجا كرد . او كه مرد فوق العاده كاردانى بود به تازگى از حبشه بازگشته بود . ماموريت او خواندن قرآن براى مردم يثرب و راهنمائى آنان بود . نفرت قبيله‌گى به قدرى شدت گرفته بود كه هيچكدام از دو قبيله اوس و خزرج حاضر نبودند كسى